بهرنگي:
آيا نبايد به كودك بگوييم كه در مملكت تو هستند بچههايي كه رنگ گوشت و حتي پنير را ماه به ماه و سال به سال نميبينند چرا كه عدهء قليلي ميخواهند هميشه «غاز سرخ كرده در شراب» سر سفره شان باشد. آيا نبايد به كودك بگوييم كه بيشتر از نصف مردم جهان گرسنه اند و چرا گرسنه اند و راه برانداختن گرسنگي چيست؟ آيا نبايد درك علمي و درستي از تاريخ و تكامل اجتماعات انساني به كودك بدهيم؟ چرا بايد بچه هاي شسته و رفته و بيلك و پيس و بي سر و صدا و مطيع تربيت كنيم؟
********
مرگ خيلي آسان ميتواند الان به سراغ من بيايد، اما من تا ميتوانم زندگي كنم نبايد به پيشواز مرگ بروم. البته اگر يك وقتي ناچار با مرگ روبرو شدم، كه ميشوم، مهم نيست، مهم اينست كه زندگي يا مرگ من چه اثري در زندگي ديگران داشته باشد...
ماهي سياه كوچولو – صمد بهرنگي

نظر بزرگان ادب پارسی در مورد صمد بهرنگی
داكتر غلام حسين ساعدي:
صمد بهرنگي تاريخ تولد و تاريخ مرگ ندارد، براي او نميشود شرح احوال و تراجم ترتيب داد. مرگ او آنقدر باورنكردني است كه زندگيش بود و زندگيش هميشه آن چنان آميخته با هيجان بود كه بيشباهت به يك افسانه نبود. يك معلم بود اگرچه تبعيدﻯ روستاها ولي عاشق روستاها.... آزمون تنها معيار زندگيش بود.... شاهكار او زندگيش بود.
بعد از چاپ هر كتاب، هزاران هزار نامه از بچهها به او ميرسيد و او براﻯ همه جواب مينوشت، و چه حوصله غريبي در اين كار داشت و جيب هايش هميشه پر بود از نامههايي كه بچه ها برايش نوشته بودند.
احمد شاملو:
... آنچه مرگ صمد را تلختر ميكند از دست رفتن موجودﻯ يگانه است: مرگي كه به راستي ايجاد خلاء ميكند.
- شهرﻯ است كه ويران ميشود، نه فرو نشستن بامي، باغي است كه تاراج ميشود، نه پرپر شدن گلي. چلچراغي است كه درهم ميشكند، نه فرو مردن شمعي، و سنگرﻯ است كه تسليم ميشود، نه از پا افتادن مبارزﻯ!
صمد چهرهء حيرت انگيز تعهد بود. – تعهدﻯ كه به حق ميبايد با مضاف غول و هيولا توصيف شود.
خسرو گلسرخي:
هروقت به كتاب فروشي ميآمد كارش اين بود كه مواظب خريد دانشآموزان باشد، او نميگذاشت كه بچهها كتابهاﻯ مبتذل عشقي بخرند. يادم نميرود كه صمد روزي به كتاب فروشي آمده بود به جواني كه ميخواست كتاب جنايي بخرد، خيلي اصرار كرد كه منصرف شود، جوان نپذيرفت. صمد چون معلم بود ميدانست كه چطور حرف بزند. هرطورﻯ بود آدرس جوان را گرفت. جوان كتاب دلخواه را خريد و رفت. ولي صمد كتاب هايي كه ميخواست او بخواند خودش خريد و براﻯ همين جوان پست كرد.
همين جوان بارها به كتابفروشي آمد و سراغ صمد را گرفت، ولي صمد رفته بود.
م. آزاد :
بهرنگي از تجربه هايش مينوشت و لحن تلخ و تند و گزنده نوشته هايش، از درد حكايت ها داشت. بهرنگي هرگز نميخواست با انتقادهايش آدمي «شجاع» شناخته شود و از اين روشنفكرهاﻯ غرغرو نبود كه در «مطلق» ها غرقه اند.
محمود احيايي:
زندگي، مرگ و آثار صمد بهرنگي راه تازهاي را در برابر سير ادبيات كودك در ايران گشود. در واقع اين نويسنده نخستين فردي بود كه در ايران با نگرشي انقلابي به كار براﻯ كودكان پرداخت و تمام كوشش را بر سر اين كار گذاشت.
رضا براهني:
به اين زودي صمد بهرنگي تبديل به اسطوره مليت ستمديدهء خود شده است. ... صمد، اين واقعيتگرا ترين قصه گوي زمانهء ما، بي ترديد، پر شورترين و حال ترين «افسانه محبت» روزگار ما نيز هست.
امير پرويز پويان:
اگر چه بيچيز مرد، براي دوستانش ميراثي به جاي نهاد كه در هرگام، نشانه راه است. دريافته هاﻯ صمد دست كم مقدمهاﻯ اساسي بود براي شناخت ديگر وادي ها در كوشش هر انسان شرافتمند به خاطر بنياد نهادن دنيايي قابل زيست.
نسيم خاكسار:
... وجود صمد باعث شد كه بين مردم و ادبيات يك آشتي به وجود آيد. ادبياتي كه مسير ديگرﻯ را انتخاب كرده بود، ادبياتي كه در قلب توده ها جا داشت، با آن ها سر كار ميرفت، با آن ها در خانه مينشست و با آنها در خيابان قدم ميزد. و اين چنين است كه ياد و خاطرهء صمد هميشه زنده ميماند.
محمود دولت آبادي:
با اينهمه آيا صمد مرده است؟ من چنين نميپندارم، زيرا ميدانم كه مردم ما، پاره هاي شريف صمد و امثال او را در قلب خود و در رفتار و كردار خود زنده نگاه خواهند داشت.
بهروز دهقاني:
كوهي بود با بدن چو كاهي. در برخورد اول هيچ كس نميفهميد كه در اين بدن لاغر چه قدرت و اراده عظيمي نهفته است. اين، براي كساني كه روحيات او را نميشناختند واقعا گيج كننده بود. كساني كه دستخوش هر بادند و مثل آب خوردن وجدان خود را به اجاره ميدهند، از اينكه صمد به هيچ روي فريفته پول و مقام نميشد، متحير ميشدند، جاي او كنار بخاري و پشت ميز در طبقه پنجم فلان اداره نبود. ميان مردم عادي كوچه و بازار، بچه ها، دهاتيها، خود را آسوده حس ميكرد، مثل ماهي توي آب.
علي اشرف درويشيان:
بهرنگي قبل از هرچيز به فكر نجات بچهها، اين سازندگان دنياي آينده افتاد، تصميم گرفت آنها را طوري بسازد كه در دنياي پر مكر و فريب تبليغات بتوانند خود و همنوعانشان را نجات دهند، فريب سرو صداها و نوشته هاي وسائل گفت و شنود همگاني را نخورند.
صمد بهرنگي در ۱۷ شهريور ماه ۱٣۴۷ در حالي كه تنها ۲۹ سال از عمرش ميگذشت به طور مرموزي در رودخانهء ارس غرق شد. ياد او هميشه در تاريخ و در قلب هاي ما زنده است. او خورشيدي است كه با گل نميتوان اندود.
نوشته شده توسط سجاد -آ در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 ساعت 11:9 موضوع هفت ديار عشق | لینک ثابت
گلهاي واژگون با صدها شاخه زيبا و يك شكل با غنچه هاي رنگارنگ جوانه زده و به دور هم پيچيده اند. گلبرگهاي آنها به رنگ قرمز، آبي يا زردند و خالهاي رنگي در سطح برگ به صورت برجسته زير انگشتان ما حس مي شود. گلهاي قرمز، آبي يا زرد تيره از سمت راست مانع رشد گلهاي جوانتر مي شوند كه تعداد كمتري غنچه دارند. گلهايي كه گلبرگهاي بيشتري دارند، با وزش نسيم تابستاني به حركت در مي آيند و با اين حركت، آن هايي كه رنگهاي روشنتري دارند دوره جواني خود را پشت سرمي گذارند و روي آنها خالهاي زيادي به رنگ قهوه اي ديده مي شوند. آنها خيلي نرم و صافند و مانند صدف قهوه اي يك حلزون هستند، با ريزش باران به زمين مي ريزند و همين كار باعث رشد و نمو آنها مي شود.
نوشته شده توسط سجاد -آ در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 ساعت 11:0 موضوع هفت ديار عشق | لینک ثابت
چه چيز غم انگيز است..........؟
گويند که غروب خورشيد غم انگيز است
اما هيچ غروبي غم انگيز تر از غروب تنهايي نيست
زندگي زيباست اما نه به زيبايي حقيقت
حقيقت تلخ است نه به تلخي جدايي
جدايي سخت است اما نه به سختي انتظار
نوشته شده توسط سجاد -آ در دوشنبه چهارم شهریور 1387 ساعت 14:58 موضوع هفت ديار عشق | لینک ثابت
فرشتگان روزي از خدا پرسيدند : بار خدايا تو كه بشر را اينقدر دوست داري غم را ديگر چرا آفريدي؟ خداوند گفت : غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من كه خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد.
چقدر سخت است که برای زندگی کردن دلیلی باشد و چقدر وحشت ناک تر است وقتی که دلیل زندگیت در حال فنا شدن باشد.
تقدیم به آسمانی که طلوع کردن را ناخواسته به من آموخت و حال غروب کردن را به میل به من تلقین می کند.
نوشته شده توسط سجاد -آ در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 ساعت 9:57 موضوع هفت ديار عشق | لینک ثابت
برف می آمد و نرم بر سر و صورت درست کرده ام میریخت... و انگار تمام حس کودکی در من سبز می شد...
برف می آمد و ابر از سرانگشت آسمان رخت بر می بست...و باز برف می آمد!!!
می آمد و من کودک تر از هر روز...برف می آمدو آفتاب آفتاب سایه میگرفت از دستان تجربه زمین!
برف می آمدو انگار ناگهان لحظه ها از خواب می پریدند و از بی حوصلگی تر می شدند...
برف می آمد و من بزرگ و بزرگ و کوچک و کوچکتر می شدم...برف می آمد و دیگر صورتم درست کرده نبود...دیگر مرا یارای ماندن نبود....زمانی گذشت....
تنها لحظه ای...........
دیگر هیچوقت برف نیامد بلکه تنها زمین به سوگ ویرانی آسمان نشست.....
پی نوشت:میدونم الان حال و هوا گرمه اما من شاید کمی سردمه...
نوشته شده توسط سجاد -آ در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 ساعت 9:53 موضوع هفت ديار عشق | لینک ثابت
خدايا چشمهاي دلبر را چرا زيبا آفريدي
چرا او را چراغ بزم هر جمع، مرا تنهاي تنها آفريدي
چرا او را سرد و بي مهر، مرا آتش سر و پا آفريدي
خدايا مگر....
مگر در بارگاهت شيشه کم بود که قلبش را از سنگ آفريدي
نوشته شده توسط سجاد -آ در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 ساعت 9:51 موضوع هفت ديار عشق | لینک ثابت
چه ساده! چقدر بي رحم! در نهايت خونسردي، سرد و بي احساس ... خداحافظ را تلفظ کردي. چقدر زودخاطراتم را فراموش کردي
از قصه زندگي خود نمي ترسم، من از رنجهايي که بردم خشنودم! شادم از تلخي زندگيم. ترسانم از تنهاييم، دلگيرم از زندگانيم، نالانم از نامهربانيم.از آينده ترسي ندارم، بيمناکم از ياد لحضات شيرين گذشتهام.
روزهايي که تمناي ديدارچشمان تو را داشتم، اشتياق بوسيدن لبهاي تو را داشتم آنجا که دستان سردت همواره دلنواز آتش وجودم بود، حال تقديرمن اين است که در فراق دستان تو، در آرزوي چشمان تو، درحسرت لبهاي تو، آرام آرام بسوزم.
کاش وقتي غرورم راشکستم و محبت را از تو گدايي کردم، کاش وقتي که از خودم گذشتم و زندگيم را وقف تو کردم، کاش وقتي شاديم را به تو دادم تا غصههايت را بگيرم، ميدانستي که شانههايت را براي گريه کردن ميخواهم اما حيف ديگر تو به ياد من نيستي. ديگر تو براي من نيستي.
نوشته شده توسط سجاد -آ در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 ساعت 9:50 موضوع هفت ديار عشق | لینک ثابت
عشق فراموش كردن نيست بلكه به خاطر سپردن است ،عشق گوش دادن نيست بلكه درك كردن است، ديدن نيست; بلكه احساس كردن است ، عشق جا زدن و كنار كشيدن;نيست بلكه صبر داشتن وادامه دادن است.
عشق حديثي است که بايک نگاه آغاز مي شود و با لبخندي بيشتر وبا قطره اشکي به پايان ميرسد .اينجاست که عشق ميسوزدو وجودش خاکسترميشود. سوگند به اولين عشق که پاکترين عشقهاست قلب من براي هميشه جايگاه عشق توست زيرا که روحم سيراب از عشق توست که چشمه آن دراعماق قلب توجاي داردبه خداي آسمانها,به فروغ کهکشانها,به جمال بي نشانها,به دل شکسته دلها,به خروش گرم دريا که هميشه و براي هميشه ...
تورا دوست دارم .
تو بهتريني ، برایم عزيز تريني تو خلوت دل من ، صداي آخريني کاش کنار من بودي ، ستاره شبم بودي بيا که بيقرار توام.... تا ته قصه يارتم وقتي که از تو دورم ، دوباره بيقرارم. از لحظههاي بي تو، هميشه در فرارم ميخواهم بگویم دوستت دارم ميخواهم بگویم
دوستت دارم.
ديشب بودي در خوابم ... گفتي که چشم به راهتم براي ديدن تو ، ثانيههارا مي شمارم اي اوج يک ترانه، روياي بي بهانه براي تو ميميرم ؛ ميخواهمت عاشقانه ميخواهم بگویم
دوستت دارم.
نوشته شده توسط سجاد -آ در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 ساعت 9:49 موضوع هفت ديار عشق | لینک ثابت
هنگام رفتنت گفتی:
اگر مرا دوست میداری؛
در روزگاران نبودنم و دلتنگی؛
هرگز اشک نریز ....!
گفتی: چشمهایت را دوست دارم تنها وفادار من ...
حالا کجایی عزیز دل ؟
مگر نگفتی چشمهایم را دوست داری ؟؟
کجایی ؟؟؟
چشمهایم میسوزند برای همهی اشکهایی که نریختهام
نوشته شده توسط سجاد -آ در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 ساعت 9:48 موضوع هفت ديار عشق | لینک ثابت
ماه من صدايم باش. عروسك وارث شعرهايم باش. شعرهايي كه همه براي چشمان تو بود. شعرهايي كه صدايم بود. صداي هنجره اي كه الان بدون صدا شده. غريبه براي آخرين بار بدون گفتن حتي يك دروغ كوچولو يه خواهش دارم مسافرم تا انتها صدايم باش...
در غروب سرد و غمگين دلت، اين منم دلگيرترين آوازها. در شكست شاخه هاي اعتماد، محرم پر رمزترين رازها. با نگاهي سرد و خيس و دلشكن، ميشوم خيره در آغوش غروب، تا كه شايد روزي در هواي انتظار، روزي يار من بيايد از جنوب. اين منم كه حالا رو به جاده ها، خستهام در انتظار ديدنت، مي شمارم ثانيه ها را بي امان، هم زمان با لحضه رسيدنت ...
نوشته شده توسط سجاد -آ در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 ساعت 9:46 موضوع هفت ديار عشق | لینک ثابت
درباره وبلاگ

برای خرید محصولات شرکت تله کارکت با شماره 09195333566 تماس بگیرید. و یا به وب سایت شرکت به آدرس www.Irtvshop.com مراجعه کنید.
فهرست اصلی
نویسندگان
سجاد -آ
یه دوست
آريــــــــــــــــا
پسر همیشه خندان
غـــــــــریبه
خانم کپی رایت
کاربران شیفته وبلاگ نویسی
علی
آرشیو موضوعی
آموزش برنامه هاي كاربردي
بـــرنامه نويسي
كدهاي جاوا اسكريپت
معرفي و دانلود برنامه
ويندوز و رجيستري
سخـــــت افــــزار
اينترنـــــــت و وب
مقالات كامپيوتري
موبـــــــــــــــــــايل
ياهو مسنجر
عمومي
بازیهای کامپیوتری
آموزش فلش
جدیدترین آهنگ ها
قالب های بلاگفا
فیلتر شکن
سایر آموزشها
اخبارموبایل
تبلیغات
ابزارهای طراحی وب
گالری عکس، پوستر
پرسش و پاسخ بامدیر
دانلود فیلم
سیاست اینترنتی
انیمیشن
فروشگاه آنلاین
هفت ديار عشق
الهي نامه
محصولات
مقالات امنیتی
ترفندهای ناب
مباحث کشاورزی
دامداری
سرگرمی ، تفریحی
کتاب الکترونیکی
قالب های میهن بلاگ
معرفی دیگران
جدید ترین خبرها
شبکه های کامپیوتری
ویژه بانوان
استخدامی
روشهای کسب در آمد
پزشکی
تــازه ها
پاورقی
کانون سرگرمی
داوطلبان کنکور
سینــــــما
چراها و اماها؟
اس ام اس SMS
آموزش دروس مدارس
ورزش
دوستان
شرکت تله مارکت
کیمیا فروم kimiaforum
پــــــــــــــارس دیتـــــــــا
اطلاعات روز+کامپیوتر
دوست {علی آقائی}
وبلاگ دانلود برنامه
مـــریـم! میعــــادگاه مـن....!
بزرگترین مرکز دانلود نرم افزارهای فارسی
انجمن تخصصی فارسی زبانان
نانــو تکنولـــوژی
دریچه ای به سوی فناوری اطلاعات
گروه اینترنتی تیکا ( حتما عضو شوید!)
11 نرم افزار آزاد و متن باز برای طراحان
++ باکس اس تی آر - آپلود رایگان ++
سایت پی سی تون
پروژه و سورس کد رایگان ویژوال بیسیک
پرشین درایو
کمک رایــــانه
مخصوص آپلود عکس
شرلوک هلمز
وبلاگ نیترو آلــفا
FUN64 | بهترین پرتال تفریحی ایرانیان
پیوندهای روزانه
قارون کیش - ویژه خانوم ها
TVshop
انجمن کیمیا فروم
دانلود eyran.net
گروه دانلود فارسی زبانان
خفن ترین گروه اینترنتی
آموزش ر ج
مریم
لیست کامل مطالب
تاریخ آذربایجان
وبلاگینا
LordLearns.com
ارباب آموزشـــها
عاشورای سه بعدی!
نوشته های پیشین
هفته چهارم تیر 1389
هفته دوم آذر 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته چهارم آبان 1385
هفته چهارم مهر 1384
هفته اوّل مرداد 1384
هفته چهارم شهریور 1382
هفته اوّل تیر 1382
هفته سوم بهمن 1381
هفته چهارم شهریور 1381
هفته اوّل شهریور 1381
طراح قالب
POWERED BY